هر فیلمی که تماشا میکنم، معمولاً یک دیالوگ خاص آن در ذهنم باقی میماند و در طول زمان، هر از گاهی بسته به موقعیتهایی که پیش میآید، مغزم را غلغلک میدهد. امروز که دوستی یکی از شمارههای مجله «مدیریت ارتباطات» در مورد پرونده «باجنیوزها» را نشانم داد، یاد دیالوگی از فیلم «قلادههای طلا» افتادم؛ در سکانس پایانی فیلم، دو افسر امنیتی در دستشویی مترو در مقابل هم قرار میگیرند؛ آن که نفوذی بوده (با بازی حمیدرضا پگاه)، اسلحه را به سمت همکار خود (امین حیایی) گرفته و میگوید: «کسی حرفت را باور نمیکند، چون سیستم سفیدِ سفید است.» درست در همین لحظه، مسئول حفاظت (محمود عزیزی) وارد کادر میشود و نقل به مضمون میگوید که دقیقاً به خاطر همین سفید بودن سیستم است که یک لکه سیاه خیلی به چشم میآید.
حالا ذهن بیقرار من چطور توانست بین آن مجله و این فیلم ارتباط منطقی برقرار کند، برمیگردد به اینکه پارسال، وقتی دکتر نوروزپور، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، میهمان ما در زنجان بود، در جمع خبرنگاران گفت که پدیده باجنیوز یک مسئله بسیار جدی در فضای رسانهای کشور است. باز ذهن ناآرام من از همان موقع در تکاپو است که وضعیت استان زنجان در این پدیده نامیمون چگونه است و باز اطمینان دارم که هرچه هست، سفیدی مطلق است؛ اما نمیتوان وجود یکی دو لکه سیاه خیلی کوچک را کتمان کرد و نادیده گرفت.
پدیده «باجنیوزها»، به گواه اهل فن، مهمترین مسئله حال حاضر فضای رسانهای کشور است. این موضوع، مسئله امروز و دیروز نبوده و ریشههای آن را باید در سالها و بلکه دهههای گذشته جستوجو کرد. خاطرم هست سالها قبل، یکی از دوستان که در یکی از نهادهای مهم کشور مشغول به کار است، تعریف میکرد که در جایی از خبرنگار یکی از رسانههای مطرح کشوری پرسیده بود چقدر حقوق میگیری و جواب شنیده بود که حقوقم کم است، ولی به قول مهران مدیری در سریال «هیولا»، «خدا رو شکر» درآمد زیادی دارم.
حال چه شده که این موضوع در سالهای اخیر اهمیت مضاعفی پیدا کرده، شاید برمیگردد به فرصتهایی که فضای مجازی و بهویژه شبکههای اجتماعی برای امکان تولید محتوا ایجاد کردهاند. بنابراین، برای بررسی ابعاد این قضیه باید در کنار فضاهای رسمی رسانهای، نیمنگاهی هم به حوزههای غیررسمی کار رسانهای، مانند کانالها و صفحات پرتعداد فضای مجازی، مخصوصاً در پیامرسانهای خارجی انداخت؛ جایی که هر شهروند میتواند چه با حسابهای نامونشاندار و چه با هویتهای جعلی، صفحاتی دایر کرده و به دنبال مطامع خود باشد.
پرونده «باجنیوزها» باید به گونهای پیش برود که مانعی برای عملکرد رسانههایی که منصفانه نقد میکنند، ایجاد نکند. نقطه افتراق بین انتقاد و باجگیری، آنجایی است که رسانه، نه برای خیر جمعی، بلکه بهعنوان حربهای برای کسب منافع حقیرانه شخصی مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.
«باجنیوز» یک مفهوم چندلایه است با هزاران شاخه فرعی و بیشمار شیوه اجرا. شناخت حوزههای درگیر این پدیده، امری نیست که بتوان در یک یادداشت کوتاه به تمام جوانب آن پرداخت. بنابراین، هدف اصلی این نوشته صرفاً طرح و ایجاد حساسیتهای لازم در بین تمام عناصر درگیر، مانند رسانهها، مخاطبان و بهویژه مدیران حوزههای گوناگون، اعم از بخشهای دولتی و حتی غیردولتی است تا بتوان فضای ارتباطات و رسانه استان را در حد امکان مصون از این پدیده شوم نگاه داشت.
واضح است رسانههای اصیل و ریشهدار استان در این میان، نقش و وظیفه اصلی را بر عهده دارند؛ چرا که حرمت امامزاده با متولی آن است. لذا، ضمن دعوت از تمام کنشگرانی که میتوانند بر زوایای مختلف این پدیده نور بتابانند، تلاش میکنم در فواصل زمانی معین، ابعاد پیدا و پنهان آن را در حد مقدورات و دانستههای خود بکاوم؛ امید که ضمن پرهیز از دخالت دادن سلایق فردی و مسائل شخصی در این موضوع، با در پیش گرفتن نگاه علمی، رسانههایی که با تأسی به اصول حرفهای و نقدهای کارشناسی، به توسعه همهجانبه استان کمک میکنند، بیش از پیش تقویت شوند.
جعفر محمدی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان
کلمات کلیدی:
باجنیوز، رسانه، رسانههای زنجان، جعفر محمدی، فرهنگ و ارشاد اسلامی زنجان، فضای مجازی، نقد رسانهای، باجگیری رسانهای
باجنیوز؛ آسیب نوپدید در زیستبوم رسانهای
مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان زنجان با اشاره به گسترش پدیده «باجنیوزها» در فضای رسانهای کشور، بر ضرورت شناسایی مرز میان نقد حرفهای و باجگیری رسانهای تأکید کرد و خواستار حساسیت بیشتر رسانهها، مخاطبان و مدیران نسبت به این آسیب شد.