سیدهلیلا موسوی
گاهی آدم از این همه دلسوزی مسئولان برای مردم واقعاً حیرت میکند؛ آنقدر که نمیداند از شدت خوشحالی قبض برق را بپردازد یا برای مسئول مربوطه دستهگل بفرستد!
تازهترین شاهکار، خبری از قول معاون وزیر نیرو با این عنوان است؛ «به دلیل سنگین شدن بهای برق در بازههای دوماهه، در دستور کار است تا دوره صدور قبضهای برق به یک ماه برسد.»
راستش را بخواهید، وقتی این خبر را خواندم، برای چند لحظه احساس کردم اتفاق مهمی در زندگیام افتاده است. گویی قرار است از این پس برق ارزانتر، درآمدها بیشتر، سفرهها رنگینتر و فشار اقتصادی از روی دوش مردم برداشته شود، اما کمی که فکر کردم، دیدم نه؛ قرار است همان پول را فقط در اقساط کوچکتر و با فاصلههای کوتاهتر از جیبمان خارج کنند!
این تصمیم، مرا به یاد میوهفروشان وانتی انداخت؛ همان عزیزانی که تابلوی بزرگی جلوی وانت نصب میکنند و با خط درشت مینویسند: «هلو کیلویی ۷۰ هزار تومان!»
آدم هم ذوقزده شده، ترمز میزند، با هزار بدبختی ماشین را گوشهای پارک میکند و خودش را به وانت میرساند. بعد تازه متوجه میشود عدد درشت روی تابلو مربوط به نیم کیلو است و عبارت «نیم کیلو» را چنان ریز و سوسکی نوشتهاند که برای خواندنش به ذرهبین نیاز است!
حالا حکایت قبض برق هم کموبیش همین است. قیمت برق بالا رفته، قبض دوماهه سنگین شده، پس راهحل چیست؟
قبض را ماهانه صادر کنیم!
یعنی اگر پیشتر مردم هر دو ماه یکبار با یک قبض سنگین غافلگیر میشدند، از این پس قرار است هر ماه با یک قبض سبکتر غافلگیر شوند؛ با این تفاوت که فرصت فراموش کردن درد قبض قبلی را هم نخواهند داشت.
این دقیقاً همان هنرِ «کوچک کردن عدد، بدون کوچک کردن هزینه» است.
در واقع، مسئول محترم نگفتهاند برق ارزانتر میشود؛ گفتهاند قبضها کوچکتر میشوند. و این دو، البته از زمین تا آسمان با هم فرق دارند؛ همانطور که «نیم کیلو میوه به قیمت ۷۰ هزار تومان» با «میوه کیلویی ۷۰ هزار تومان» تفاوت کوچکی نیست، هرچند عدد روی تابلو دقیقاً همان عدد باشد!
چهبسا اگر این روش موفقیتآمیز باشد، بتوان آن را به سایر حوزهها هم تعمیم داد.
مثلاً اگر قیمت بنزین بالا رفت، واحد سنجش بنزین را به واحدهای کوچکتر تغییر دهیم تا بار روانی مترتب بر افزایش قیمت کمتر شود.
اگر اجارهخانه سنگین شد، قرارداد را به قراردادهای هفتگی تبدیل کنیم. صاحبخانه هم هر هفته با لبخند بیاید و بگوید: «نگران نباشید، این بار مبلغ خیلی سنگین نیست!»
اگر مالیات زیاد شد، آن را روزانه دریافت کنیم تا مؤدی اصلاً متوجه نشود چه بلایی بر سرش آمده است.
و اگر روزی قیمت نان هم بالا رفت، کافی است به جای یک نان بزرگ، نان را به برشهای بسیار کوچک تقسیم کنیم و اعلام کنیم: «قیمت نان کاهش یافت؛ اکنون هر قطعه فقط فلانقدر!» مثل کاری که برخی کارخانههای تولید مواد لبنی انجام میدهند!
اصلاً شاید مشکل اصلی ما در اقتصاد، نه گرانی، بلکه اندازه واحد اندازهگیری باشد.
اگر همهچیز را به واحدهای کوچکتر تقسیم کنیم، ظاهراً همهچیز ارزان میشود.
قبض دوماهه سنگین است؟ یکماههاش کنیم.
یکماهه هم سنگین شد؟ هفتگیاش کنیم.
هفتگی سنگین شد؟ روزانه.
و اگر باز هم مردم احساس کردند چیزی گران شده، اصلاً قبض را ساعتی صادر کنیم!
آن وقت شاید شهروند ایرانی صبح که از خواب بیدار میشود، به جای نگرانی از هزینههای زندگی، با خوشحالی گوشیاش را چک کند و بگوید:
«خدا را شکر! قبض امروز فقط ۳۷ هزار تومان شده!»
و اینجاست که آدم واقعاً نمیداند میوهفروشان وانتی از مسئولان اقتصادی کشور الهام گرفتهاند یا مسئولان از آنها.
البته مهم این است که اکنون «قبض دوماهه دیگر نداریم؛ پس خوشحال باشید!»
و ما هم، مثل همیشه، باید از این دستاورد بزرگ تشکر کنیم؛ چرا که ظاهراً در اقتصاد امروز، کوتاه شدن بازه صدور قبض مهمتر از کوچک شدن مبلغ آن است.
فقط لطفاً دفعه بعد روی تابلو، عبارت «نیم کیلو» را کمی درشتتر بنویسید!
سیدهلیلا موسوی
کلمات کلیدی:
قبض برق، وزارت نیرو، قیمت برق، بهای برق، صدور قبض برق، قبض یکماهه، قبض دوماهه، افزایش هزینه برق، گرانی برق، سیده لیلا موسوی، ترفند وانتی، اقتصاد خانوار
ترفند وانتی در وزارت نیرو!
تصمیم وزارت نیرو برای کاهش دوره صدور قبض برق از دو ماه به یک ماه، اگرچه در ظاهر با هدف کاهش فشار مبلغ قبضها مطرح شده است، اما به معنای کاهش هزینه برق نیست؛ بلکه تنها مبلغ یک هزینه ثابت را به بازههای کوتاهتر تقسیم میکند؛ رویکردی که در این یادداشت با زبان طنز، به «ترفند وانتی» تشبیه شده است.