شنبه ۱۴ شهریور ۱۴۰۵

ارمنستان و پایان عصر تاریکی

نویسنده: رحیم اسماعیلی | انتشار:
ارمنستان و پایان عصر تاریکی - جامعه
✍سیدمرتضی حسینی

این روزها که حواس تمامی ایرانیان خواه ناخواه درگیر اضطراب جنگ، تورم و هزار بدبختی دیگر است، یکی از بزرگ‌ترین حوادث سازندۀ تاریخ در همسایگی ایران و بیخ گوش ما آذربایجانی‌ها روی داد. ملت ارمنستان با دادن رأی اکثریت به حزب «قرارداد مدنی» به رهبری مُصلح بزرگ قرن؛ آقای نیکول پاشینیان، ارادۀ عمومی و ملّی خود برای رهایی از مالیخولیای خودبرتربینی، توسعه‌طلبی، الحاق‌گری، جنگ‌طلبی و دُشمنی با همسایگان را نشان داد و به کُرسی نشاند.

واقعیت تاریخی این است که ارمنی‌ها مردمی با سابقۀ تاریخی کُهن در قفقاز، آناتولی و آذربایجان هستند که سابقۀ شهرنشینی طولانی داشته، یکی از مُهم‌ترین گروه‌های اتنیکی پیشتاز تجدد در این جُغرافیای واحد فرهنگی و حتی روسیه و ایران بوده‌اند. آنها همچون یهودیان، در این پهنۀ وسیع پراکنده بوده‌اند و این پراکندگی به آنها امکان و فُرصت‌های بزرگی فراهم کرده بود که مُهم‌ترین آنها تجارت بین‌الملل بود. هم‌کیشی آنها با جهان جدید که ابتدا در اروپا سر برآورد، یک مزیت مُهم دیگر آنها نسبت به مُسلمانان بود تا به سرعت و بدون مُقاومت‌های مذهبی و ایدئولوژیک، مدنیّت و فرهنگ جهان جدید را به‌سرعت جذب کنند و پیشتاز تجدد در شرق باشند. به همین سبب در جریان تاریخی جذب تجدد و پدیده‌های جدید مانند تأسیس بانک و شرکت، عکاسی، پزشکی، تجارت بین‌الملل و امثال آنها در عثمانی، آذربایجان و ایران، حضور و نقش ارامنه بسیار موثر و پُررنگ بوده است. اما چگونه این مردم آزاد و ثروتمند، تمامی این امکانات و فُرصت‌های تاریخی را از دست دادند؟ با گرفتار شدن در یک ایدئولوژی مُنحط و توسعه‌طلبانه که تمامی وجود، هویت و حیات فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ارامنه را در بازپس‌گیری یک سرزمین ازلی و امنیت ابدی آن تعریف کرد. از این نظر نیز ارامنه دقیقاً مُشابه یهودیان بودند که ایدۀ بازپس‌گیری سرزمین ازلی و تأمین امنیت ابدی آن، بخش بزرگی از یهودیان آزاد، رها و دائماً در حال ترقی را در پادگانی به نام اسرائیل گیر انداخت و محدود کرد. 

چنانکه در یادداشتی با عنوان «ارمنستان؛ اسرائیلی در قفقاز» نوشته بودم، تشکیل کشور ارمنستان، شباهت زیادی به تشکیل کشور اسرائیل دارد و عامل محدودیت و رنج ارامنه بوده، ضرر آن برای ارامنه بیشتر از نفع آن بوده است. تشکیل ارمنستان، تفکر و گفتمان اصلی فرهنگ ارامنه را از آزادی و رهایی نامحدود در پهنه‌ای بسیار وسیع، به اضطراب امنیت در یک سرزمین کوهستانی مُنزوی و محصور تغییر داد. علاوه بر آن، ایجاد جبهۀ مقاومت و توسعه در داخل خاک همسایگان به‌ویژه آذربایجان و تُرکیه، سال‌ها و سال‌ها جان و مال این ملت گیر اُفتاده در قفس ارمنستان را صرف هیچ و پوچ کرد. در نتیجه؛ ارمنستان کشوری شد همواره گرفتار گفتمان قوم‌گرایی آلوده به توهمات تاریخی خودبرتربینانه و توسعه‌طلبانه.
 
دولت‌های شبه‌نظامی دیسپوتیست همواره بر گُردۀ مردم ارمنستان سوار بوده، فالانژهای کُت- شلوار پوشی مانند کوچاریان همواره با تقویت ایده و گفتمان مُهلک خود، این کشور را در اسارت خود داشتند اما بزرگمردی به نام نیکول ووایی پاشینیان، با یک جسارت تاریخی کم‌نظیر، شیشۀ عُمر دیو را به زمین کوبید و مردمی را که از جنگ، بدبختی، درگیری با همسایگان و بذل جان و مالشان در راه توهم خسته شده بودند، نجات داد. در ارمنستان جدید، دیگر گفتمان امنیت، سرکوب، توسعه‌طلبی، جنگ و مقاومت ابدی حاکم نیست بلکه گفتمان حاکم؛ آزادی، دموکراسی و ارادۀ ملی‌است. ما آذربایجانی‌ها به عنوان همسایگان تاریخی ارامنه و کسانی که بیشترین آسیب را از ایدئولوژی و گفتمان امنیت و توسعه‌طلبی ارامنه دیده‌ایم، بی‌نهایت از این تغییر بزرگ و مُبارک تاریخی خوشحالیم و آن را از صمیم قلب به تمامی ارامنۀ آزادی‌خواه و صلح‌جو تبریک می‌گوئیم. سلام بر آزادی و دموکراسی، سلام بر صُلح و همزیستی.
جامعه